دکتر علی دارابی
ملت بزرگ ایران، همزمان در دو جبهه با دشمنان میجنگد؛ نبرد نظامی و جنگ سخت و نبرد رسانهای و جنگ نرم که ابزارهای خاص خود را دارد.
در جبهه نظامی، آمریکا قدرتمندترین، زورگوترین و جنایتکارترین کشور روی کره زمین، دارای مجهزترین و بزرگترین ارتش دنیا و رژیم غاصب و صهیونیستی دارای بمب هسته ای و سلاحهای کشتار جمعی که مجهزترین امکانات لجستیک منطقه را در اختیار دارد، به همراه شرکا و متحدان مرتجع عربی و حامیان غربیاش از خرداد ۱۴۰۴ تا هم اکنون علیه ایران وارد نبرد نظامی شدند. در این جنگ، کشتار زیادی به راه انداختند و خرابیها و ویرانیهایی را بر جای گذاشتند.
به قول دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور محترم که در هشتاد و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد پرده از چهره تروریستی آمریکا و اسرائیل برداشت و مقتدرانه و به شایستگی به نمایندگی از ملت بزرگ ایران سخن گفت: «ایران ۲۰۰ سال است به هیچ کشوری حمله نکرده، اما اجازه تعدی و تجاوز به احدی را هم نمیدهیم. اگر به ما حمله شود، پاسخ قاطع می دهیم. دشمنان ما را زدند و ما هم زدیم و مقتدرانه پاسخ دادیم». رئیس جمهور ۲۹ بار از واژه ایران، ۱۸ بار از واژه قدرت، ۱۵ بار از کلمه امنیت و ۱۲ بار از واژه«دفاع و مردم»استفاده کرد.
و الان در این تاریخ نیز این نبرد همچنان ادامه دارد و ائتلاف دشمنان علیه ایران، هر روز به تشدید تحریمها و فشار بر کسب و کارها، اقتصاد کشور و معیشت و زیست شهروندان ایرانی بیشتر منجر میشود. با این حال، باز این متجاوزان به کشور تمدن ساز ایران هستند که «دچار سردرگمی و پریشانی»اند و به دنبال «فرار از مهلکه جنگ نظامی با ایران».
اما در جبهه دوم که جنگ نرم دشمنان علیه ملت ایران است، کار پیچیده و چند بعدی و با بهره گیری از ابزارهای رسانهای و جنگ شناختی و ادراکی است.
«جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، «جنگ نرم» (Soft war ) را استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن را برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوههایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی میشود میداند.
جنگ نرم در برابر «جنگ سخت» (Hard war) قرار دارد که شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانهای میشود که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه میگیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وا میدارد.
جنگ نرم به دنبال از پای در آوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و بمباران خبری و تبلیغاتی متزلزل و بی ثباتی را برای آن نظام سیاسی ـ اجتماعی تزریق کند.
درکتاب«درآمدی بر جامعهشناسی ارتباطات، فرهنگ و رسانه» (انتشارات جهاد دانشگاهی)، به تفصیل درباره تعاریف، مفاهیم و کارکردهای جنگ نرم نوشتهام اما در یک دستهبندی کلی باید جنگ نرم را «جنگ تغییر باورها و استحاله عقاید، جنگ مغزها نه مرزها، جنگ تقدس زدایی از ارزشها و شبهه افکنی در افکار عمومی، جنگ تغییر گروههای مرجع، جنگ تخریب اعتمادهای اجتماعی، جنگ هنجار شکنی» تعریف کرد.
جنگ نرم آرام و خزنده، نامحسوس و در ساحت اندیشههاست، و مخاطب آن نیز عموم مردم هستند. این نوع از جنگ، به دنبال تسلیم ناخودآگاه ملتها و تمکین خواستهای قدرت های سلطه گر است و ابزارهای مهم آن با سینما، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اسباب بازی، بازیهای رایانهای، موسیقی، عکس و...
بیان این تعاریف و مختصات جنگ نرم برای تبیین بهتر و بیشتر جبهه دوم دشمنان علیه ملت بزرگ ایران است.
اکنون مدت ۷ ماه است که مردم ایران در اجتماعات خیابانی و میادین، در سرما و گرما، پای دفاع از انقلاب، استقلال کشور، تمامیت ارضی و بیگانه ستیزی خود ایستاده اند. آنها با این کار خود، در حقیقت، قدرت خیابان و میادین کشور را که به وسعت ایران در هر شهر و روستا پراکنده است، به رخ جهانیان کشانده اند و عظمت و ابهت تاریخ و تمدن یک ملت مقاوم و نستوه را به نمایش گذاشتهاند.
در این چند ماه جنگ و آتش بس، نیروهای مسلح غیور و شجاع ایرانی در هوا و دریا و زمین، پاسخهای قاطعی به دشمنان متجاوز دادهاند، به گونهای که پایگاههای آمریکایی در سراسر منطقه خاورمیانه در هراس و ناامنی به سر میبرند. اکنون همه این واقعیت عینی و تجربی را میدانند که غیر از ایران هیچ کشوری جرأت حمله به آمریکا را نداشته است. این میان، مقامات رژیم جنایتکار و غاصب اسرائیل هم از ترس در مخفیگاههای خود به سر میبرند. و این است قدرت بازدارندگی، دفاعی و آفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران.
اما در جبهه جنگ نرم، کار ما با دشواریهایی روبرو است. متأسفانه رسانههای ما ناهماهنگ و بعضاً ناکارآمد هستند و توان آرایش جنگی در برابر جنگ رسانه ای دشمنان و به دست گرفتن روایت اول از حوادث و رخدادهای جنگ را ندارند.
البته این ایراد و انتقاد به رغم همه تلاشها و زحماتی است که آنهابه طور شبانه روز متحمل میشوند و باید از تلاشها و کوششهای آنها قدردانی کرد. اما از طرف دیگر، قدرت رسانه ای، تنوع، تعدد و تکثر رسانهها و ابزارهای مربوط به جنگ نرم که در اختیار دشمنان است، متأسفانه متحد و یکپارچه عمل میکنند. آنان مخاطبان جامعه ایرانی را هدف اصلی خود قرار داده اند و با شایعات و دروغ پراکنی، اعتماد عمومی مردم را نسبت به مسئولان و رسانههای داخلی مورد هجمه قرار داده اند. آنها در این مسیر، اختلاف افکنی میان مردم و دو قطبی کردن جامعه را با تمام توان دنبال میکنند و همزمان نیز تفرقه افکندن میان مردم و مسئولان را دامن میزنند. با اخبار جعلی فضای افکار عمومی کشور را تصاحب میکنند و از همه مهمتر در سطح جهانی تصویری نادرست از ایران جلوه میدهند. همان که رئیس جمهور جنایتکار آمریکا در سازمان ملل متحد گفت: «ایران دارای موشکهایی است که امنیت اروپا را تهدید میکند»! یا آن هشدار امنیتی که آمریکا و غرب به شهروندان خود میدهند که: «از سفر به ایران خودداری کنید!»
آمریکا و اسرائیل در طول حیات نامبارک خود، جز ناامنی، ترور و چپاول سایر ملل، دستاوردی نداشتهاند. آنها که خود نماد و سمبل تروریسم و آدم کشی و جنایت اند، حالا به قول رئیس جمهور کشورمان در اجلاس سازمان ملل: «ایران را که قربانی تروریسم است، به غلط تروریست معرفی میکنند»!
در چنین آشوب بازار آشفته و مهلک و خطرناکی که در جهان کنونی در آن بسر میبریم که یک کشور مثل ایران توأمان مورد تهاجم نظامی (جنگ سخت) و جنگ نرم شده است؛ وظیفه همگانی ما مردم ایجاب میکند که در حفظ اتحاد، همبستگی و انسجام ملی بیش از گذشته کوشا باشیم و اجازه ندهیم دشمنان با جعل حقایق، انگ زدنها، فریب افکار عمومی، ترویج شایعات، عقاید، باورها و ایمان، ما را دچار سستی و فروپاشی کنند. مردم عزیز ما باید با تمام قوا از مسئولان و نیروهای مسلح خود حمایت کنند تا آنان توان و اراده قویتری برای نبرد و مدیریت کشور در برابر دشمنان داشته باشند. و بالاخره این مسئولان هستند که باید تمام همت خود را در مسیر خدمت و تلاش به این مردم مبعوث شده که جهانیان را به تحسین و حیرت وا داشتهاند، صرف کنند.
تنگه هرمز و مدیریت آن برای تأمین منافع ملی و امنیت کشور، همان قدر مهم است که بستن راه و منفذ هرگونه اختلاف و دو قطبی سازی که به وحدت ملی کشور آسیب برساند. ما در جبهه جنگ سخت و جنگ نرم هستیم و باید دشمنان را از ادامه جنگ و جنایت نادم و پشیمان کنیم، و این جز با ایجاد وحدت و اتحاد ملی همه ما همانگونه که تاکنون بوده است، میسر نمیشود.
صدای مردم را برخی «صدای خدا» نامیدهاند. و امروز صدای ملت بزرگ ایران در عرصه جهانی، صدای استقلالطلبی، آزادگی، جوانمردی، حُرّیت، دفاع از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی و ایستادگی در برابر سلطهطلبی، ظلم و استکبار جهانی است. این صدای رسا را در عرصه جنگ نرم، به درستی و با توانمندی رسانهای خود تقویت و منتشر کنیم.
شما چه نظری دارید؟